» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

متمایز شدن و گام برداشتن در مسیر موفقیت نیازمند چابکی است. منظور از یک مدیر چابک مدیری است که در تمام شرایط انعطاف‌پذیری خود را حفظ کند، از اشتباهاتش درس بگیرد و بر چالش‌هایی که بر سر راه او ظاهر می‌شوند، غلبه کند.

چگونه می‌توان به یک مدیر چابک تبدیل شد؟ در ادامه به چهار توانایی موردنیاز برای تبدیل شدن به یک مدیر چابک اشاره شده است:

 

1. باید بتوانیم نوآور باشیم.

مدیران چابک از برخی ویژگی‌های مشترک برخوردار هستند: برون‌گرا هستند، تیپ شخصیتی حرکتی دارند، مسئولیت‌پذیرند و جریان متداول امور را به چالش می‌کشند. به عبارت دیگر مدیران چابک مدیرانی هستند که اگر فردی بخواهد آنها را مدیریت کند، مدیریت آنها کار سختی است. البته اینکه مدیریت آنها کار سختی است، ویژگی بدی برای آنها به حساب نمی‌آید. این دسته از مدیران چون قادر هستند از ابعاد متعددی به یک مسئله نگاه کنند و قادر به ایده‌پردازی هستند، روش خودشان را برای انجام کارها دارند. 

همانطور که آلبرت انیشتین می‌گوید انجام چندباره یک کار به یک شکل و انتظار نتایج متفاوت داشتن، دیوانگی است. بنابراین برای اینکه به مدیران چابکی تبدیل شویم باید سوار بر موج نوآوری باشیم. 

ذکر این نکته را لازم می‌دانم که زمانی که صحبت از نوآوری به میان می‌آید، اغلب به فکر اپل و محصولاتش می‌افتیم در صورتی که نوآوری انجام متفاوت کارها، حتی کارهای کوچک، با هدف افزایش بهره‌وری و سودآوری برای کاروکسب است.

 

2. باید بتوانیم بر چالش‌ها غلبه کنیم.

هرچقدر در چارت یک سازمان جایگاه یک مدیر بالاتر باشد از او انتظار می‌رود مشکلات بزرگ‌تری را بتواند حل کند. در حقیقت بزرگی یک مدیر به بزرگی و سختی موانعی است که می‌تواند از پیش رو بردارد و کاروکسب را در مسیر پیشرفت حفظ کند. 

ابهام بر استرس یک مدیر می‌افزاید و به همین دلیل مدیر باید به سرعت خود را با شرایط انطباق بخشد تا در سطح بهینه‌ای فعالیت کند. در اینجا هم چابکی مدیر نقش مهمی را ایفا می‌کند. برای مثال در بحث مربوط به تحقیقات بازاریابی (www.marketing-research.ir) عنوان می‌کنیم که مدیران ارشد باید به نقش غیر قابل انکار تحقیقات توجه کنند و داده‌هایی را که از طریق تحقیقات به دست می‌آورند مبنای استراتژی‌ها و برنامه‌ریزی‌های آینده خود قرار دهند. اما اگر مدیران ارشد یک سازمان چابکی لازم برای مواجهه با داده‌های جدید را نداشته باشند، نمی‌توانند از نتایج تحقیقات به نفع خود و سازمان‌شان بهره‌برداری کنند.

 

3. باید از بازخورد تجربه‌های پیشین خود استفاده کنیم.

مدیران چابک تنها به دنبال تجربه‌های جدید و نوآور نیستند بلکه از آنها درس‌هایی نیز می‌آموزند. بازخورد منظم و پردازش آن بازخورد راهی است برای برطرف کردن نواقص احتمالی. همه ما نقاط ضعفی داریم و تظاهر به اینکه ما نقطه ضعف نداریم، اشتباه بزرگی است. به همین دلیل یک مدیر چابک نه تنها به انتقادات دیگران گوش می‌کند بلکه از آنها می‌خواهد اگر برای بهبود عملکرد او پیشنهادی دارند، حتماً پیشنهادشان را مطرح کنند.

بین اعتماد به نفس و غرور مرز بسیار باریکی وجود دارد. اعتماد به نفس کاروکسب شما را می‌سازد اما دام غرور با سرعتی معادل دو برابر آن، کاروکسب‌تان را نابود می‌کند. هیچ‌وقت به صدای مشتریان و کارمندان‌‌تان بی‌توجهی نکنید. گوش دادن به معنای آن نیست که با هرچه می‌شنوید موافقت کنید اما برای اینکه سرپا بمانید باید از دام غرور دوری کنید و به پیشنهادات مختلف گوش فرا دهید.

 

4. باید دست به ریسک بزنیم اما ریسک هوشمندانه.

معمولاً مدیرانی که آنها را در دسته مدیران چابک قرار می‌دهیم، به ذات، افراد رسیک‌پذیری هستند. کارآفرینان هم به دلیل تیپ شخصیتی‌شان معمولاً از رسیک کردن و تجربه‌های جدید استقبال می‌کنند. اما ریسک کردن تنها برای لذت بردن از آن و بدون محاسبات و مشاهدات لازم رفتار آماتورگونه‌ای است که هیچ فایده‌ای برای کاروکسب ندارد. یک مدیر چابک کارهایی را که انجام می‌دهد که موفقیت آنها تضمین‌شده نیست و به همین دلیل از رقبایی که حاضر نیستند منطقه راحتی خود را ترک کنند همیشه جلوتر است.




:: مرتبط با: علمی مدیریتی ,
:: برچسب‌ها: توانایی , مدیر , توانایی مدیریت ,
ن : طراح و خلاق
ت : یکشنبه 15 شهریور 1394
حتی اگر خودتان احساس می‌کنید که اعتمادبه‌نفس بالایی ندارید، نباید اجازه دهید دیگران از این موضوع باخبر شوند. اعتمادبه‌نفس داشتن یا بهتر است بگویم با اعتمادبه‌نفس به نظر رسیدن از الزامات موفقیت در بازاریابی و فروش است. به‌ویژه در فروش که به‌طور مستقیم با مشتری سروکار دارم و بارها پاسخ "نه" می‌شنویم، باید اعتمادبه‌نفس خود را حفظ کنیم تا در برخورد با مشتریان بعدی دچار مشکل نشویم.

پیشنهادات این متن به شما کمک می‌کند که فردی با اعتمادبه‌نفس به نظر برسید:

 

1) درست بایستید.

درست ایستادن یکی از نکات کوچک اما مهمی است که فروشندگان ما به آن توجه نمی‌کنند. درست ایستادن علاوه بر فواید جسمانی مانند درست نفس کشیدن، خسته نشدن و ... ، در ارتقاء اعتمادبه‌نفس نیز نقش مؤثری ایفا می‌کند. افرادی که خمیده راه می‌روند، نمی‌توانند در جلب اعتماد طرف مقابل موفق عمل کنند. یکی از تمرین‌های ساده درست ایستادن به این شکل است که انگشتان دست خود را دهان‌تان بگذارید و آرنج‌ها را به طرفین باز کنید. این تمرین ساده در درازمدت نحوه ایستادن شما را اصلاح می‌کند.

 

2) تماس چشمی برقرار کنید.

برقرار کردن تماس چشمی در بالا بردن اعتمادبه‌نفس بسیار مؤثر است. وقتی با مشتری یا همکار خود صحبت می‌کنید به چشمان آنها نگاه کنید یا اگر در جمعی قرار گرفته‌اید و می‌خواهید صحبت کنید، به صورت متناوب با افراد مختلف آن جمع تماس چشمی برقرار کنید. همچنین مهم است که وقتی فرد روبه‌روی شما در حال صحبت کردن است با او تماس چشمی داشته باشید زیرا در غیراینصورت این پیام را به مخاطب‌تان می‌دهید که صحبت‌هایش برای شما بی‌اهمیت یا نامفهوم هستند.

 

3) شمرده و واضح صحبت کنید.

یکی از نشانه‌های اعتمادبه‌نفس بالا این است که فرد شمرده و روشن صحبت کند. فروشنده‌ای که اعتمادبه‌نفس بالایی ندارد، سعی می‌کند خیلی سریع و با صدایی که مشتری که آن را نمی‌شوند، صحبت کند تا زودتر فروش را انجام دهد و خلاص شود. اما مشتری خیلی خوب این را می‌فهمد و ترجیح می‌دهد از چنین فروشنده‌ای خرید نکند. بارها به فروشندگان عزیز (حضوری و تلفنی) تأکید کرده‌ام که مانند ضبط صوت نباشند بلکه با در نظر گرفتن شرایط و رفتار خاص هر مشتری، کالا یا خدمات خود را شمرده و واضح برای مشتری معرفی کنند. متأسفانه فروشندگان زیادی را دیده‌ام که به محض اینکه وارد مغازه مشتری می‌شوند بدون در نظر گرفتن اینکه آیا در مغازه مشتری، خریداری هست یا نه، به سرعت کاتالوگ خود را روی پیشخوان می‌گذارند و مثل برق‌وباد آن را ورق می‌زنند و چیزهایی می‌گویند که به غیر از خودشان کس دیگری نمی‌شنوند. در این شرایط خوش‌بینانه‌ترین اتفاق این است که مشتری بگوید "همان سفارش قبلی".

 

4) قدری سکوت کنید. 

با در نظر گرفتن مورد قبل به این نتیجه می‌رسیم که باید در برخوردهایی که با افراد مختلف در بازاریابی و فروش با مشتری داریم قدری هم سکوت کنیم. برخی از فروشندگان واهمه دارند که اگر سکوت در فضا حکمفرما شود یعنی اینکه آنها فروش را از دست داده‌اند در صورتی‌که سکوت در مکالمه یک ابزار اجتماعی کاملاً مفید است. به‌ویژه پس از جملات کلیدی و مهمی که فروشنده بیان می‌کند، لازم است قدری سکوت کند تا نکته‌ای که می‌خواسته انتقال دهد در ذهن مشتری بنشیند.

 

5) دستان‌تان را فراموش نکنید

سعی کنید در مکالمه‌های خود حتماً از دست‌تان استفاده کنید تا پیام‌تان بهتر به مخاطب منتقل شود. دست در جیب کردن یا دست‌به‌سینه بودن نشان‌دهنده‌ی اعتمادبه‌نفس پایین یک فروشنده هستند.

 

6) قدم های محکمی بردارید

زمان ورود، خروج و یا هنگامی که درحال قدم زدن در محل جلسه خود هستید، قدم‌های محکم و بلندی بردارید. در قدم برداشتن هیچ عجله‌ای نداشته باشید و سعی کنید حالت بدن خود را همواره استوار و سرحال نگه دارید.

خبر خوب برای کسانی که اعتمادبه‌نفس بالایی ندارند این است که با این تمرین‌های ساده برای نشان دادن اعتمادبه‌نفس، به‌تدریج به اعتمادبه‌نفس داشتن عادت می‌کنید و این به یک ویژگی در شما تبدیل می‌شود و در رفتارتان نمود پیدا خواهد کرد. پس تنها کاری که لازم است انجام دهیم این است که این تمرینات را از یاد نبریم.




:: مرتبط با: علمی مدیریتی ,
:: برچسب‌ها: مدیریت , فروش , اعتماد به نفس , استراتژی فروش , بازاریابی , موفق ,
ن : طراح و خلاق
ت : دوشنبه 2 شهریور 1394
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic